آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

لاک های رنگی

بنام خدای زیبایی ها   سلام فسقلی قلقلی گیس گلابتون خودم عزیز دل مامان ،  دخترک با نمک و خانومم آخه مامانی مگه این ناخونای یه میلیمتری تو روزی چند بار باید لاک زده شه ؟  روزی 100 بار میگی  "مامانی ناک بسن " ="مامانی لاک بزن"  جرات ندارم واسه خودم لاک بزنم ، تا ببینی میگی " دستو ببینم ، ..."  با ناز  و یه آهنگی قشنگی میگی " برا منم اسین ناک میسنییی ؟" = "  برای منم ازین لاک میزنی ؟"  خلاصه عاشق لاک زدن و نانای کردنی.     ...
6 ارديبهشت 1393

اومدیم با یه عالمه خبر خوووب

ما برگشتیییییییم    سلام دوستای خوبم که مرتب پیگیر پستهای وبلاگم هستید ،  هزار هزار بار دوستون دارم و ممنونم بخاطر یادداشتهای قشنگتون هم ممنون میدونم خیلی دیر کردم،  واقعا شرمنده ام،   ولی واقعا درگیر اثاث کشی بودم و هنوزم کامل تموم نشده. خونه جدیدمون خیلی خوشگل شده البته با کمک مامان بزرگا و بابا بزرگای دختر خانوم گلم. کلی عکس از مسافرت عیدمون گرفتم که بزودی میارم. چند وقتیه که زندگیم روال جدیدی گرفته،  یه مدلی که شاید چندین سال بود فراموشش کرده بودم. احساس میکنم بندو زنجیر و چارچوب از دست و پا و زندگیم باز شده. حس خوبیه که فکر کنی میتونی واسه خودت و هممممه ساعات شبانه روزت برنامه ریزی کنی. ...
5 ارديبهشت 1393

آکواریوم و ماهیان تازه وارد

سلام خانومک خونه سلام یکی یدونه  سلام گل دردونه  قربونت شکل ماهت ،  قربون قد و بالات ،  قربون ناز و ادات .... اینم قدری از فورانات عشقولانه من به دختر گوگولی خودم . اومدم یه حبر بدم و برم ،  امروز بابا مهدی واسمون یه آکواریوم با کلیه تجهیزات لازم خرید ، سه تا ماهی که دارم،  قرار شد چند تا ماهی خوشگل و رنگاورنگ هم فردا بگیره که دیگه آکواریوممون کامل بشه.  کلی دوتایی ذوق کردیم و آکواریوم رو برای ورود ماهیان محترم آماده کردیم .... اینم عکسش ...     ...
5 ارديبهشت 1393

عکسای بی نظیر سفر به بندر عباس

بنام خدای مهربون   بالاخره اومدم با عکسای مسافرت عید 1393   تشریف بیارید ادامه مطلب لطفاً   آتنا و ملیکا در کمپ هلال احمر در حال نقاشی     اینم یه جور سفره هفت سین دیگه     بابا مهدی در محوطه یه رستوران با صفا در بندر عباس     اینم مامانی دیگه     آتنا خانوم در ساحل خلیج زیبای فارس     اینم ملیکا خوشگله خاله     آتنا قل قلی در بازار ماهی بندر عباس     آتنا و بابا مهدی با یه ماهی هم قد آتنا     قربون ذوق کردنت بررررررم    ...
2 ارديبهشت 1393

بوی عید میاد

بنام خدای خوب و مهربان   سلام به دختر کوچولوی خوشملم و خواننده های گل وبلاگمون       ٣ روز دیگه عیدِ ، سال 1393 ، قرارِ برای مسافرت عید بریم بندر عباس، من بیشتر دوست داشتم که با هواپیما بریم ولی چون دیر اقدام کردیم بلیت پیدا نکردیم، بیشتر نگران تو ام ، نمیخوام اذیت بشی ، حالا ایشالا که خوب باشه. پنج شنبه صبح حرکت میکنیم به امید خدا. فکر کنم تا بعد از تعطیلات نتونم بیام و بنویسم. راستی یادم رفت بگم قراره تو فروردین خونه رو عوض کنیم، اسباب کشی و این حرفا ، ولی چون خونه ای که گرفتیم رو دوست دارم زیاد غصه اسباب کشی رو نمیخورم. واسه عید 2 تا ماهی قرمز گرفتم، ماهی پارسالمون هم هنو...
26 اسفند 1392